مدیر سیستم ساز کیست و چه ویژگی‌‌هایی دارد؟

Business Systematic Manager
  • همانطور که در مقاله “6 گام اساسی برای پیاده سازی و اجرای نگرش سیستمی در کسب و کار خود” بیان گردید، اولین گام اساسی در پیاده سازی نگرش سیستمی، آمادگی ذهنی مدیران ارشد یک سازمان می باشد. مدیران ارشد به عنوان قلب تپنده وکسانی که ضمانت اجرایی انجام کار را دارند، نقش اساسی در پیاده سازی نگرش سیستمی را بر عهده دارند. حمایت واقعی مدیران ارشد مجموعه و باور قلبی آنها است که می تواند مسیر سخت و طولانی سیستم سازی کسب و کار را راحت کند. لذا در این مقاله برای شما توضیح خواهیم داد که عامل موفقیت سیستم سازی یک کسب و کار، یعنی مدیر آن باید چه ویژگی هایی داشته باشد. سپس چه کارها و تمریناتی را انجام دهد تا بتواند در کار پیاده سازی نگرش سیستمی موفق باشد.

پادکست : ندارد          ویدیو : ندارد               مقاله وابسته : دارد     مدت مطالعه : 15 دقیقه  

 در این مقاله می آموزید که:

1.     وظایف اصلی یک مدیر موفق در کسب و کار چیست؟

2.     علتهایی که بعضی از مدیران نمی توانند سیستم ساز باشند چه است؟

3.     ویژگی های یک مدیر سیستم ساز در کسب و کار چیست؟

 

وظایف اصلی یک مدیر موفق در کسب و کار

در کسب و کار خود به عنوان مدیر شرح وظایفی دارید که می توان همه این وظایف را در 5 دسته اصلی تقسیم بندی کرد. یعنی اگر می خواهید مدیر موفقی باشید باید حتما این 5 وظیفه اصلی را در تعادل با هم انجام دهید. کوتاهی در انجام حتی یک مورد باعث کاهش اثر بخشی کسب و کارتان خواهد شد.

این وظایف اصلی به صورت زیر است که طبیعتاً هر کدام دارای زیر مجموعه ای از شرح وظایف می باشد.

عنوان شرح وظیفه

ریز شرح وظایف

1.     برنامه‌ریزی (Planning)

الف – …

ب – …

ج – …

2.     سازماندهی (Organizing)

الف – …

ب – …

3.     فرماندهی (Commanding)

الف – …

ب – …

4.     هماهنگی (Coordinating)

الف – …

ب – …

5.     کنترل (Controlling)

الف – …

ب – …

حال ممکن است این سوال برای شما مطرح گردد که انجام دقیق این وظایفی که در جدول بیان کردیم برای ایجاد و پیاده سازی نگرش سیستمی کافی است؟!

–         تجربه سالها مشاوره و پیاده سازی سیستم سازی ما در “آتی من” نشان داده که صرف انجام این وظایف هر چند دقیق و درست هم باشد برای پیاده سازی و اجرای نگرش سیستمی کافی نمی باشد و نیاز است تا مدیر در کنار انجام درست این وظایف، ویژگیهای دیگری هم داشته باشد.

انجام درست شرح وظایف مدیریت می تواند شما را به یک مدیر موفق در کسب و کار تبدیل کند ولی تضمینی بر اینکه آیا شما مدیر موفق سیستم ساز با نگرش سیستم سازی در کسب وکارتان هستید، نمی باشد. اینجاست که تفاوت اساسی یک مدیر معمولی و یک مدیر سیستم ساز مشخص می‌شود.

          یک مدیر به طور معمول  به صورت درست کار را انجام می دهد، در حالیکه یک مدیر سیستم ساز موفق علاوه بر درست انجام دادن کارها، آنها را فرایندی و بدون وابستگی به خود، پیش می‌برد.

یک مدیر موفق اگر نگرش سیستمی نداشته باشد احتمالا می تواند وظایفی را که در جدول بیان کردیم به درستی انجام داده و کسب و کار را به سود دهی برساند، ولی موفقیت کسب و کار به شدت به وجود آن مدیر وابسته خواهد شد. اگر مدیر تفویض اختیار انجام نداده باشد، اگر اصل اختیار و پاسخگویی را رعایت نکرده باشد، اگر ابتکار ، انصاف و سایر اصول راهبری را پیاده نکرده باشد، طبیعتاً با رفتنش از مجموعه کسب و کار را محکوم به شکست می‌کند.

 

حال این سوال اساسی مطرح می شود که چرا خیلی از مدیران، علی الخصوص در جامعه ما در همین مرحله مدیر موفق متوقف می شوند و توانایی گذر به مرحله مدیر سیستم ساز بودن را ندارند و عموما کسانی که ویژگی های راهبری یا مدیر سیستم ساز بودن را داشته باشند کم است؟

  • آسیب شناسی

در هرم رشد، کسب و کارها چند مرحله زیستی شامل تولد، رشد، بلوغ و افول را تجربه می کنند. در مرحله تولد و رشد، شرایط ایجاب می کند که مدیر کسب و کار در نقش های مختلف قرار بگیرد. مثلا نقش مدیرعاملی را در کنار نقش مدیر فروشی برعهده بگیرد. در این شرایط مدیر و مالک هر کسب و کار، قهرمان کسب و کار خودش است و در همه کارها به صورت مستقیم دخالت کرده و اعمال نفوذ می کند.

تجربه پروژه های سازمانی ما در “آتی مَن” نشان داده است که معمولاً مدیران با پشت سر گذاشتن دوره تولد و رشد، عادت می کنند که همیشه نظرات مستقیم و دخالت های مستقیم در کار داشته باشند و برای آنها از لحاظ ذهنی دشوار است که از قدرت فاصله گرفته و اختیارات را واگذار نمایند.

ما به مدیران توصیه می کنیم که شما سرمایه گذار کسب و کار خود هستید نه مدیر آن. شما باید تصور کنید که کسب و کار شما مدیر دارد و نیازی به دخالت و حمایت شما ندارد و شما صرفاً سرمایه گذار کسب و کار خود هستید. شاید در ذهن تان بگویید که نمی شود! اما به ما اعتماد کنید. اگر اینطور فکر می کنید که نمی شود واقعاً شدنی نخواهد بود. اما اگر تصور کنید که شما سرمایه گذار کسب و کار خود هستید، قطعاً با دانش و برخورداری از مشاوره های صحیح می توانید به این آرزوی بزرگ جامه عمل بپوشانید.

اگر مدیران بسیاری از کسب و کارهای بزرگ در ایران و جهان، با تفکر سیستمی آشنا نبودند به هیچ وجه نمی توانستند بیش از چند کارخانه ایجاد کرده و برای بالغ از 1000 نفر اشتغال آفرینی کنند.

مثال

نقل از پادکست سوکست

مهندس رضا حمیدی یکی از کارآفرین های بزرگ ایران و  مالک برندهای چرم مشهد، فرش مشهد، گندم مشهد و … در یکی از مصاحبه های خود عنوان می کند:

“من به عنوان مالک چند کارخانه بزرگ، حتی موبایل هم ندارم چه برسد به آنکه قرار باشد دائماً تلفن همراه من زنگ بخورد” ایشان در ادامه صحبت های خود، عنوان می کند که برای هر کدام از شرکت ها، مدیران لایق انتخاب کرده است و فقط با آنها در ارتباط می باشد. او اصل تفویض مسئولیت را رعایت کرده و اختیارات کافی را به آنها اعطا کرده است.

نتیجه

اگر مهندس حمیدی، می خواست در انجام کلیه کارها اعمال نفوذ کرده و اجرای آنها را بر عهده بگیرد آیا می توانست کسب و کار خود را به صنایع مختلف گسترش داده و برای بیش از 2000 نفر اشتغال آفرینی کند؟!

 

اجازه دهید تا این بحث را با مثالی برای شما بیان کنیم. در کشور هندوستان برای تربیت فیل ها در کودکی طناب نازکی را بر گردن فیلها می گذارند و با این طناب نازک فیل را به هر کجا که بخواهند می برند. با بزرگ تر شدن فیل، این طناب نازک باز نمی گردد و کماکان بر گردن وی است. فیل بزرگ و نیرومند به راحتی می تواند با یک حرکت از دست طناب خلاصی یابد ولی چون از کودکی با آن بزرگ شده به این باور رسیده است که طناب او را کنترل می کند. لذا :

1.     باور ذهنی

باور ذهنی خیلی از مدیران، حتی مدیران موفق در جامعه ما این است که  ” اگر می خواهی کسب و کار شما رشد کند و بزرگ شود باید همیشه بالای سر کار خود حاضر باشید.”

این جمله به خودی خود ایرادی ندارد و البته خیلی به ماهیت و مقیاس کسب و کار بستگی دارد ولی تجربه مشاوره اجرایی ما در کسب و کارها نشان داده است که منظور اکثر این مدیران حضور فیزیکی، نظارت بر کلیه کارها حتی جزئی ترین مسایل، تصمیم گیری در مورد هر کاری از سوی خودشان و مسائلی از این دست است. آنها به این باور رسیده اند عدم حضور و نظارتشان بر روی همه کارهای شرکت باعث می شود تا کسب و کارشان دچار فروپاشی و آشفتگی گردد.

2.     ذات خود محوری

بسیاری از مدیران و مالکان کسب و کارها، از کناره گیری قدرت و کاهش قدرت خود هراس دارند و اساساً به واسطه حق مالکیت در کسب و کار، این حق را به خود می دهند که هر نوع دخالت و اعمال قدرتی را انجام دهند.

در صورتیکه مدیر سیستم ساز اینطور فکر نمی کند. شما مدیریت مجموعه ای را تصور کنید که 500 نفر پرسنل داشته و به مرحله ای از کار رسیده که اصطلاحا تثبیت موقعیتی در بازار دارد. حال اگر در این کسب و کار قرار باشد، برای استخدام نیروی انسانی یا اصلاح و توسعه قسمتی از کارخانه و نحوه اداره کردن پرسنل به جای مدیر ارشد، سیستم تصمیم گیری نماید، برای وی سخت خواهد بود.

اگر چه حتی به ظاهر مدیر این موضوع را به زبان نیاورد ولی خودش همواره مشغولیت ذهنی خواهد داشت و به راحتی این موضوع را قبول نخواهد کرد.

بسیاری از مدیران شرکت های بزرگ، خودشان به صورت مستقیم در جذب افراد و اخراج کارکنان دخالت کرده و با این کار مدیران میانی را شگفت زده می کنند. طبیعی است در بلند مدت باعث دلسردی آنها می شود و این تصور به مدیران میانی دست می دهد که آنها افراد ناتوانی هستند.

3.     عدم داشتن صبر و استقامت لازم

سیستم سازی کسب و کار مسیر سخت و طولانی است. شما باید ابتدا کسب و کارتان را از مراحل بقا (رشد) و تثبیت بگذرانید-که برای برخی کسب و کارها ممکن است، سالها به طول بیانجامد- و سپس در انتقال بین مراحل تثبیت و مقیاس پذیری با اطمینان از آموزش و رشد پرسنل شروع به سیستم سازی کسب و کارتان نمایید. لذا برخی از مدیران با گذراندن برخی دوره ها و یا آموزش برخی مفاهیم نباید انتظار نتایج عالی و فوری داشته باشند. گاهی ممکن است پیاده ساز سیستم به درستی عمل نکرده باشد و یا حلقه گرفتن بازخورد در سیستم ناقص باشد.

سیستم سازی مانند درختی است که دائما نیاز به نورآفتاب و آبیاری دارد. پس داشتن صبر با دید عمیق از نکاتی است که برخی مدیران به علت فقدان آن از رسیدن به مرحله مدیر سیستم ساز بودن  باز می‌مانند.

 

اگر شما هم مانند بسیاری از مدیران با این مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنید، ما به شما جلسات مشاوره مدیریت را توصیه می کنیم. برای هماهنگی جلسه مشاوره با ما تماس بگیرید.

 
داستانی از صبر و استقامت  بنیان گذار شرکت دوو کره جنوبی

آقای کیم وو چونگ   Kim WOO-Choong رئیس هیات مدیره شرکت دوو و نویسنده کتاب “سنگ فرش هر خیابان از طلاست” می‌گوید:کیم وو چونگ

من برای انتخاب مدیران عالی شرکت های تابعه دوو، یک رسم همیشگی دارم. مدیری که کاندید سمت مدیرعاملی شرکت تابعه دوو می باشد،  بایستی دو سال در کنار من در همه سفرها و جلسات حضور داشته باشد.

با این روش او قصد دارد مدیران ارشد خودش را شخصاً آموزش دهد. این استراتژی، نشان دهنده این است که او  با یک نگرش عمیق و بزرگ به جذب و پرورش مدیرانی میانی خود می اندیشید و در این مسیر، صبر استقامت داشته است. لذا مدیران شرکت های بزرگ ایرانی، نبایست از سیستم سازی کارها، پرورش مدیران میانی و تیم سازی در شرکت خود خسته شوند و یا اینکه به دنبال نتایج سریع در بخش سیستم سازی و منابع انسانی باشند.

” در امر سیستم سازی به ما و مشاور سیستم ساز خود اعتماد کنید”

در ادامه مقاله، ما ویژگی های اصلی یک مدیر سیستم ساز و اصول اساسی که باید انجام دهد تا بتواند سیستم سازی را در کسب و کار شدنی کند، را بیان خواهیم کرد. پس تا انتها ما را همراهی کنید.

  • ویژگی های یک مدیر سیستم ساز در کسب و کار

یک مدیر سیستم ساز موفق، باید 6 ویژگی اصلی داشته باشد. این 6 ویژگی اکتسابی بوده و البته تا حدودی هم ذاتی است. البته گذشت زمان و کسب تجارب مختلف می تواند به رشد و بالندگی این ویژگی ها کمک اساسی نماید.

شما به عنوان، مدیر سیستم ساز باید:

  1. تصور ماهیت زنده و جاندار به سیستم کسب و کار خود داشته باشید

مدیر باید بداند که در یک سیستم کسب و کار اجزا در تعامل با یکدیگر هستند و اگر در یک زیرسیستم مشکلی به وجود آید، بر روی کل سیستم اثرگذار است . مثال بیت شعر از سعدی شاعر گرانمایه که می گوید:

“بنی آدم اعضای یکدیگرند   که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار    دگر عضوها را نماند قرار”

اگر چه ممکن است در نگاه اول شما به عنوان مدیر بگویید خوب اینکه امر بدیهی است! اما در عمل بعضی اجزای پر اهمیت سیستم را به اجزای دیگر ترجیح داده و عملکرد آنها زیاد برایتان مهم نباشد. شما ممکن است سود آوری و موفقیت شرکت(در حقیقت خود) را در اولویت قرار داده و در این مسیر، سیستم کسب و کار را مانند چرخ دنده هایی دیده که به هر نحو ممکن، می چرخند تا موفق شوید. حال اگر به ماهیت سیستم کسب و کار خود به عنوان عضو زنده(مانند بدن)  نگاه کنید، طبیعتاً کوچکترین اجزا قابل اهمیت بوده و در تلاش هستید تا هر نوع نقص و دردی در سیستم را رفع کرده تا بر روی کل سیستم اثر منفی نداشته باشد. به عنوان مثال همان نگاهی که به تربیت فرزند خویش به عنوان یک ماهیت زنده، با ارزش  و اثر گذار در آینده دارید باید نسبت به کسب و کار خود داشته تا کوچکترین نگرانی و نامطلوبی در آن را با تمام وجود لمس کرده و سعی در بهبود کارایی و اثر بخشی آن داشته باشید.

مثال:

شما باید به ماهیت زنده سرمایه های کسب و کارتان توجه ویژه داشته باشید. گاهی اوقات یک نیروی کاری ساده و به ظاهر کم اهمیت در نگاه سازمان، می تواند یک نیروی سمی بوده و منجر به مسموم کردن فرهنگ سازمانی شما شود. از سوی دیگر اهمیت دادن بیش از اندازه به واحد فروش که پیشانی تیم حمله کسب و کار شماست و نادیده گرفتن بخش انبار یا خدمات پس از فروش می تواند در بلند مدت منجر به کاهش اعتبار کسب و کارتان گردد.
بارها و بارها شاهد این موضوع بوده ایم که مدیران کسب و کارها، در بخش هایی که به نحوی مربوط به پول گرفتن از مشتری و افزایش نقدینگی می شود دقت تمام و اهتمام ویژه دارند. اما در بخش های دیگر کسب و کار مانند تحقیق و توسعه شاید خیلی انرژی کافی صرف نکنند. یادتان باشد که برندینگ در کسب و کار شما، از جایی شروع می شود که به جزئیات توجه کنید.

  1. کل نگر باشید

مدیر سیستم ساز همیشه یک سیستم کسب و کار را به صورت کلی و در تعامل با هم بررسی می کند. به عبارتی اگر کسب و کار در یک فضای دو بعدی و بر روی کاغذ تصور کنیم آنها کسب و کار را از بعد سوم و از بالا بررسی می کنند تا بهتر بتوانند تمام اجزای آن را ببینند. اگر جزئیات را بررسی کنند آن را در قالب کلی و در تعامل با سایر اعضا می بینند. اگر عامیانه تر بخواهیم بگوییم ” در کسب و کارتان کار نکنید، روی کسب و کارتان کار کنید.”


مدیران سیستم ساز حتی اگر انسانهای جزئی نگر باشند با آگاهی این جزئی نگری را در خدمت کل نگری به کار می گیرند و سعی می کنند جرئی نگری صرف در قضاوتهایشان اثری نداشته باشد.

مثال:

اگر فروش کاهش پیدا کرده است، فقط از یک بعد که رقیب شما محصولات را با قیمت پایین تر عرضه کرده است نگاه نکنید. شاید باید از بعد برندینگ هم به آن نگاه کنید. اگر برند بهتری می داشتید می توانستید در مقابل قیمت پایین رقیب مقاومت نشان دهید. حال ابعاد دیگری هم مطرح می گردد. بُعد نوآوری در خدمات پس از فروش شرکت را در مقابل کاهش فروش بررسی کنید. بُعد بسته بندی کالا را هم در نظر بگیرید.

کسب و کار خود را به صورت تک بُعدی در نظر نگیرید و همواره از تمام ابعاد به آن توجه کنید. اگر اینگونه عمل کردید شما یک مدیر کل نگر هستید.

      3. مدلساز و شبیه ساز باشید

مدیران سیستم ساز همیشه از روش سعی و خطا در کار دوری می کنند. به عبارتی نمی گویند حالا اگر قرار است تا درگیر فرآیند سیستم سازی کسب و کار شویم، در ادامه اگر هر نوع مشکلی به وجود آید با تلاش و همدلی حل می کنیم. این نگرش اگر چه ممکن است تا حدودی کارایی داشته باشد اما در مقیاس بزرگ معمولا اصلاح کارها را با صرف زمان و هزینه زیاد ممکن می سازد. آنها از عبارت “حالا بریم جلو ببینیم چه می شود” استفاده نمی کنند.

لذا برای شناخت کامل و جامع هر سیستم یا زیر سیستمی آنها را در ابعاد کوچک و ملموس آزمایش می کنند. نتایج را آنالیز و خطاها و اشتباهات را اصلاح می کنند. ما این ویژگی را در مقاله های (6 گام اساسی برای پیاده سازی و اجرای نگرش سیستمی در کسب و کار خود و آیا برای سیستم سازی کسب و کار نیاز به خرید نرم افزار یا سامانه اتوماسیون داریم؟) کاملا برایتان توضیح داده ایم. چه برای پیاده سازی نگرش سیستمی و چه خرید نرم افزار، یک مدیر با ویژگی سیستم سازی از طرح توجیهی و گامهایی که بیان کردیم استفاده می کند.

گاهی اوقات مدیر سیستم ساز در مدل سازی، خود را به جای کارکنان و پرسنل قرار می دهند تا بتواند آن را تبدیل به فرآیند و روش اجرایی کند. آنها همیشه از خود می پرسند که اگر کارکنان من با این صحنه مواجه شوند، چگونه تصمیم می گیرند و چگونه عمل می کنند؟

لذا در اولین گام، تجربه خود از انجام این کار را تبدیل به یک فرآیند و دستور العمل می کنند تا از این به بعد کارها با همین روش انجام پذیرد. سپس در گام بعدی از خودش سوال می پرسد که چطور خاطر جمع شوم که همیشه کارها با همین روش پیش می رود، در نتیجه او به دنبال شاخصی است که متوجه صحت انجام کار شود و برای این کار از مدیران میانی خود می خواهد که این شاخص را در موعد مقرر به او گزارش دهند.

  1.  تجربه واقعی از شبیه سازی حل مشکل از سوی یک مدیر سیستم ساز

نقل قول از جناب آقای مهندس براری مدیرعامل موسسه زبان های خارجی کیش نوین
مدیر یک هتل در مشهد، متوجه شکایت یکی از مشتریان رستوران هتل می گردد. مشتری که بیش از 300 میهمان را دعوت کرده بود.

مدیر سیستم ساز در لحظه برای حل این شکایت، دستور می دهد که از مشتری دلجویی شود. او را به لابی هتل دعوت می کند، مدیران میانی خود را جمع می کند و در حضور مشتری ناراضی علت مشکل را شناسایی می کند. سپس از مدیر میانی خود می خواهد که در موعد مقرر گزارش دهد که دیگر این اتفاق رخ نمی دهد. همچنین برای دلجویی به مشتری ناراضی پیشنهاد ارائه 200 پرس غذای رایگان را می دهد.

تا اینجا مدیر سیستم ساز بهترین واکنش را برای مدلسازی داشته است.

مدیر سیستم ساز در این شرایط به صورت ریشه ای مشکلات را سامان می دهد سریعاً فرآیندی برای جمع آوری شکایت در هتل را شبیه سازی کرده و دستور العملی برای بررسی شکایت و گزارش به مدیر ارشد، آن هم به صورت صورت ماهانه را تهیه می کند. سپس واحد سیستم سازی هتل را مأمور می کند تا به صورت ماهانه صحت انجام این فرآیند، را به او گزارش دهد.

 2.   تجربه واقعی از کل نگر بودن در عین داشتن ویژگی مدلسازی یک مدیر سیستم ساز موفق در خراسان

نقل از کتاب "قصه های من و بابا ایرج" به قلم امیر شهلا – برگرفته از خاطرات مرحوم «ایرج یزدان‌بخش» پیشکسوت صنعت ایران و معروف به پدر صنعت خراسان -

مرحوم ایرج یزدان بخش، روزی متوجه می شود که یکی از کارگران کارخانه به دلیل تنگ دستی و نداشتن خواربار مناسب در یخچال خانه، همواره با همسرش مشاجره و دعوا دارد. ایرج یزدان بخش که به راستی یک مدیر سیستم ساز است، سریعاً از خود می پرسد که این کارگر که با همسر خود مشکل دارد چطور می تواند در کارخانه با دقت و کیفیت کار کند در حالیکه دغدغه خواربار منزل را دارد؟
از خود می پرسد چقدر احتمال دارد تا این اتفاق برای کارگران دیگر رخ داده باشد و من بی اطلاع باشم؟!

به این موضوع فکر می کند که شرکت چه اقدامی انجام دهد تا به صورت ریشه ای از رخ دادن اتفاق های مشابه جلوگیری کند. همچنین چون او مدیری کل نگر بود و در مشکلات غواصی می کرد، تصمیم می گیرد تعاونی عرضه خواربار شرکت را راه اندازی کرده و کارگران هیچوقت دغدغه خرید مایحتاج روزانه خود را نداشته باشند و برای جبران، هزینه مایحتاج از حقوق ماه های بعدی کسر گردد.

این داستان به خوبی، نشان می دهد که ایرج یزدان بخش، به صورت کل نگر به مسائل نگاه می کرد و مشکلات را به صورت ریشه ای حل و آنها را سیستم سازی می کرد تا دیگر اتفاق نیافتد.

      4. ارتقاء آگاهی داشته باشید و با تفکری عمیق  مسائل را تحلیل کنید

جهان بینی و نگرش مدیران سیستم ساز، تک بعدی و دارای چهار چوب بدون تغییر نیست. سبک فکری و استراتژی های ذهنی مدیران سیستم ساز استاتیک نیست و همیشه به صورت داینامیک و پویا فکر می کنند.

موضوعی که شاید با عنوان مدیریت اقتضائی، قبلا شنیده باشید و در کتاب مدیر یک دقیقه ای به صورت کامل به این شگرد مدیریتی اشاره شده و نقش آن در سیستم سازی بیان شده است.

مدیران سیستم ساز، همواره در تلاشند تا آگاهی و بینش خود را متناسب با وقایع، شرایط و تجارب کسب شده ارتقاء دهند. معمولا افراد خلاق و نو‌آوری هستند که همواره در تلاش برای شناخت معرفت پدیده ها هستند. انسانهای دهن بین و ساده نگر نبوده و سعی می کنند، شناخت و قضاوت خود از سیستم کسب و کار را به صورت عمیق و بر مبنای شاخص ها و کمیتهای شناخته شده انجام دهند. به عبارتی داده محور هستند.

مثال:

مدیر فروش در گزارش خود برای مدیر سیستم ساز عملکرد کلی فروش (میزان فروش، نحوه برخورد با مشتری، پشتیبانی فروش و …) را خوب ارزیابی می کند، این در حالی است که  خیلی از رویدادها در فرایند فروش کسب و کار شما، مانند نحوه برخورد با مشتریان یا میزبانی از آنها کیفی می باشد. مدیر سیستم ساز همین عوامل کیفی را به صورت کمی می سنجد. مثلا چقدر میزان شکایات کم شده یا چقدر مشتریان در ورود به کسب و کار ما بازخورد خوبی داده اند. میزبان‌ها و فروشنده‌ها را در طول هفته نظارت کرده و نحوه برخورد را  با همین شاخص ها می سنجد.

 از طرفی صرفاً با داده ها قانع نشده بلکه در بُعد کیفی مانند عوامل ریشه ای، اجزای تشکیل دهنده  و … هم عمیق می شوند. مدیر سیستم ساز به این موضوع باور عمیق دارد، که اگر یک پدیده را نتوان اندازه گیری کرد و عوامل بروز آن را شناسایی کرد، نمی توانیم آن شاخص را افزایش یا کاهش داد.

این موضوع به این معنا است که شما برای افزایش فروش بایستی:

1-     عوامل رشد فروش را شناسایی کنید.

2-    از وضعیت فعلی سازمان فروش خود داده های کمی مناسب داشته باشید، مثلاً تعداد تماس ها، تعداد شکایت ها، کیفیت تماس ها و ویزیت ها(برای ارزیابی کیفیت ویزیت و تماس های بازاریابی هم بایستی شاخص داشته باشید).

حال اگر هم عوامل را شناسایی کردید و هم داده های مناسب دارید می توانید تصمیم بگیرید که با بهتر کردن کدام شاخص می توانیم فروش را افزایش دهیم و بعد می توانید داده های محقق شده را با وضعیت گذشته خود قیاس کنید.

      5. خود محور نباشید.

مدیر سیستم ساز به دنبال این نیست که خود را قهرمان کسب و کار جلوه بدهد. در تلاش است تا کارکنانش را قهرمان کند . به دنبال این است که کارکنان کسب و کارش را اعتبار دهد.

مثال اول

اگر قرار است، یک پاداش 10 میلیون تومانی را به سرپرست فروش بدهد اینکار را با رعایت اصل سلسله مراتبی از طریق مدیر فروش انجام می دهد. خیلی از مدیران واهمه دارند تا مدیرهای میانی را به اصطلاح بزرگ کنند. چون فکر می کنند -البته ممکن است در واقعیت هم اینطور باشد-  اگر خیلی نقش یک مدیر پررنگ گردد در نبود این مدیر نیروهای تحت سرپرستی وی با او ترک کار کرده و یا باند بازی در کسب و کار شکل بگیرد.

ما به عنوان مشاور از این عوارض آگاهی داشته ولی باور داریم که با سیستم سازی درست می توان از این عوارض جلوگیری کرد.

راه حل: شما به عنوان مدیر سیستم ساز باید فرد درست با نگرش سیستمی را که طی مدت زمانی پرورش داده اید به عنوان مدیر میانی انتخاب کرده و بر روی آن سرمایه گذاری کنید.

 

برایتان توضیح دادیم که مدیر سیستم ساز به دنبال قهرمان سازی خود نیست. این مطلب به این معنا نیست که اصلا وارد فضای جزئی کسب و کار خود نشود!! بلکه در سیستم سازی درست، در زمان ها و مکان های مشخص می بایست با همه افراد سازمان ملاقات کرده و جویای وضعیت کاری شود.

 

مثال دوم

نقل از کتاب "قصه های من و بابا ایرج" به قلم امیر شهلا – برگرفته از خاطرات مرحوم «ایرج یزدان‌بخش» پیشکسوت صنعت ایران و معروف به پدر صنعت خراسان -

مرحوم ایرج یزدان بخش معمولا به صورت دوره ای از شرکتهای تابعه تحت مدیریت خود بازدید می کرد. در این بازدیدها با همه پرسنل علی الخصوص کارگران خط تولید دیدار کرده و جویای وضعیت کاری و زندگی ایشان می شد. لیکن در کارهای مدیران و سرپرستی مجموعه دخالت نکرده و در صورت شناسایی مشکل، مسئله را از کانال سیستمی تعریف شده رفع می کرد.

    6. آموزش دهنده و مربی هستند

یک مدیر سیستم ساز هدف گذاری کلان کرده، سپس هدف کلان را به اهداف عملیاتی تجزیه کرده و آنها را تفویض اختیار می کنند. سپس به مدیران و کارکنان میانی خودش کمک کرده تا در انجام آن موفق باشند. به اینصورت که به آنها آموزش داده و آنها را راهبری می کنند.

مدیر سیستم ساز آموزش دهنده، مربی و کوچ (Coach)موفقی است. یک کوچ موفق بر خلاف مشاور علاوه بر اینکه مسیر موفقیت و اجرای کار را برای مدیران خود تشریح می کند، در کنار آنها مسیر موفقیت را طی می‌کند. (رجوع به مثال آقای کیم وو چونگ بنیانگذار شرکت دوو که اجبار می کرد تا مدیران در سفر وی را همراهی کنند.)

ویژگی های اصلی یک مدیر سیستم ساز

1. تصور ماهیت زنده و جاندار به سیستم کسب و کار دارند.
2. کل نگر هستند.
3. مدلساز و شبیه ساز هستند.
4. ارتقا آگاهی داشته و با تفکری عمیق مسائل را تحلیل می کنند
5. خود محور نیستند
6. آموزش دهنده و مربی هستند

همانطور که بیان کردیم، دستیابی به این ویژگی ها علاوه بر تمرین، در ذات شخصیتی مدیر بوده که طبیعتاً دستیابی به آن زمانبر بوده و به سادگی حاصل نمی گردد. لذا برای این کار در ابتدا باید حتما اصول مدیریتی که برای رسیدن به نگرش سیستمی و پیاده سازی لازم است را انجام دهید. تجربه مشاوره و برنامه ریزی سیستمی ما نشان می دهد که پیاده سازی اصول 14 گانه مدیریتی هنری فایول در امر سیستم سازی بسیار موثر است. هنری فایول مهندسی بود که سال‌ها تجربه مدیریت در عالی ترین سطح صنایع را در کارنامه خود داشت. این تجربه در کنار فعالیت‌های مشاوره و پژوهش منجر به شکل‌گیری یک دید عمیق در خصوص عملکرد سازمان وکارکنان در او شده بود. لذا در ادامه مقاله بعدی ما را با عنوان “تمرینهایی برای اجرای 14 گام اساسی یک مدیر سیستم ساز”  را مطالعه نمایید.

  • نتیجه گیری

در این مقاله وظایف اصلی یک مدیر سیستم ساز را بیان کردیم، سپس 6 ویژگی اصلی که یک مدیر سیستم ساز باید داشته باشد تا بتواند این وظایف را به خوبی انجام دهد را توضیح دادیم. شما برای دستیابی به این ویژگیها نیاز به تمرین و ممارست دارید. برای همین در مقاله بعدی به عنوان کلید راهنما 14 اصل مدیریتی یکی از پیشگامان علم مدیریت به نام هنری فایول را توضیح می دهیم. اصولی که شما به عنوان مدیر سیستم ساز باید انجام دهید تا راه را برای سیستم سازی مجموعه شما باز گردد. همچنین تمرینهایی را در راستای کسب مهارت سیستم سازی برای شما طراحی کرده ایم. شما با انجام آنها می توانید ویژگی های اکتسابی مدیریت سیستم ساز بودن را افزایش دهید.لذا همچنان با همراه باشید!!

اگر به انجام تمرین‌های تخصصی تر سیستم سازی کسب و کار و توسعه مهارت های فردی نیاز دارید، برای هماهنگی جلسه مشاوره با ما تماس بگیرید.

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای ارتباط با مشاوران آتی‌من اطلاعات خود را وارد کنید

مشاوران ما در اسرع وقت با شما تماس خواهند گرفت.